عماد الدين حسن بن علي الطبري

154

كامل بهائى ( فارسي )

در تفسير سورة الحج ايراد كرد كه رسول ابو بكر را فرمود كه اين شمشير من برگير و در مسجد برو و فلان شخص فتان كه صاحب بدعت است در اسلام او را بكش تا فتنه و بدعت او از ميان عالميان برخيزد ابو بكر چون به مسجد رسيد و او را در ركوع يافت بازآمد و گفت يا رسول اللّه من او را در ركوع يافتم ثانيا به عمر داد و بفرستاد او هم بازآمد و گفت يا رسول اللّه من او را در سجده يافتم ثالثا به على داد و گفت تو صاحب او باشى اگر او را دريابى بكش و الّا بازگرد چون على عليه السّلام به مسجد رفت آن لعين گريخته بود ابو بكر شيرازى گفت على او را در صفين بكشت اى دوست اعزاز دين اين بود كه رسول گفت فتنهء عالم و بدعت از اين مرد ظاهر شود اين را بكش سخن رسول قبول نكردند . كسائى در قصص خويش گفت : مكتوب على العرش لا إله الا اللّه ، محمد رسول اللّه ، ايدته بعلى و نصرته به « 1 » . ابو بكر شيرازى گفت : هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ ( انفال 64 ) يعنى به على بن ابى طالب . و هم ابو بكر گفت : وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ ( حديد 25 ) شمشير على است ذو الفقار است كه حق تعالى به آدم فرستاد از بهشت حق تعالى آن را از ورقى از اوراق آس بهشت آفريد . بر آن ذو الفقار نوشته بود « لا يزال الانبياء يحاربون به ، نبى بعد نبى ، و صديق بعد صديق ، حتى يرثه امير المؤمنين « 2 » . هميشه پيغمبران محاربه كردى با او پيغمبرى بعد از پيغمبرى و صديقى بعد از صديقى تا آن كه ميراث به امير المؤمنين رسيد پس گفت : وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ ( حديد 25 ) اين ناصر على است و به ذو الفقار عزت اسلام بنصر و جهاد على بود ، و نصر عمر و جهاد او هيچ شهرتى ندارد كه فلان روز كارى كردند قبل الهجره يا بعد الهجره و باقى مسلم داريم كه رسول چنين گفت عمر ملكى بود يا رئيسى يا شجاعى كه از وى ترسند بلكه در ميان اهل شرك فتنه مىانگيخت و مردى محيل بود و خودكار و طرار مسلمانان از كيد او ايمن نبودند رسول دعا كرد تا حق تعالى زحمت وى از شر مسلمانان بازداشت به اظهار اسلام .

--> ( 1 ) - بحار الانوار 27 / 10 و 36 / 52 ( 2 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 339 و بحار الانوار 42 / 57